کابوس های یک رویا

خرید بک لینک

از فردا باز هم باید کفش آهنی به پا کنم دنبال کار جدید! هنوز سر کار میرم ولی خب باید عوض شغلمو... رییس محترم داره پاشو از گلیم مبارک فراتر میذاره! باید خودمم درست کنم انقد راحت به هرکسی اعتماد نکنم و هرجا رفتم هی نگم بخندم که فک کنن چه خبره :|

فعلا به خانواده گفتم و اونا هم درجا موافقت کردن البته بهانه چرت و پرت اوردم ولی خب....

حالا چی بریم؟ :/

کابوس های یک رویا...

ما را در سایت کابوس های یک رویا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 149 تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 1:00

میبینم که میشکنه بال و پرم؛ دیگه اونوقته که در جا میبرم

کابوس های یک رویا...

ما را در سایت کابوس های یک رویا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 1:00

ای خدا؛ امان از دست تو! واقعا چه لذتی برات داره آخه!!

این خانمای نازا تو فیلما هستن که هی جلو چشمشون بچه ها میان دلبری می کنن؛ شبیه اونا شدم خدا....هی میگم حسرت فلان قضیه مونده تو دلم خدا! بعد دقیقا اون اتفاق میاره جلو چشم من :| خب چرا آخه خدا؟ ب خدا من گناه دارم انقد دلم میخواد و نمیشه

کابوس های یک رویا...

ما را در سایت کابوس های یک رویا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 1:00

یه دنیا حرف تو سرم چرخید که بنویسم ولی نشد! حرفای خوب بودنا ولی خب...

روناکِ اصفهانی بیا برو دنباله کابوسام صدای نامیمونمو برات ضبط کردم گوش دل بسپار....جون نداشتم تایپ کنم برات....

کابوس های یک رویا...

ما را در سایت کابوس های یک رویا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 1:00

تقریبا بعد از دوازده سیزده سال اومدیم خونه دوست بابام؛ سر شام خانومش قابلمه برنجو آورد کنار سفره؛ ته دیگ طلایی سیب زمینی رو دراورد گذاشت تو بشقاب خودش و خورد! :||

چی شد رسم مهمان نوازی مردم ایران زمین؟ کجا رفت آرمان های امام!

کابوس های یک رویا...

ما را در سایت کابوس های یک رویا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 177 تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 1:00

استوری گذاشتم که دوست داشتم مهندس بشم ولی نشدم! دروغ چرا! لیسانس گرفتن که آدمو مهندس نمیکنه...علاقه و تلاش و شب و روز بیداری کشیدنم مهندست نمی کنه! بعد همه اینا باید کار پیدا کنی که یهو به خودت میای و میبینی ای دل غافل تو کجا و مهندسی کجا! روزای واقعی مهندسیم همون چند ماه کاراموزی بود...مهندسم تو وبم ندارم که روزشو تبریک بگم!

+بچه ها صدا واسه روناکِ که فقط چند تا چیز ساده گفتم صدامم نشنوین شب راحت تر میخوابین D: الان خود روناک از اون روز ناپدید شده و سر به بیابون گذاشته D:

کابوس های یک رویا...

ما را در سایت کابوس های یک رویا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 165 تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 1:00

صفحه بندی